ღ˚°◦.❤نرگس تنها❤˚°◦.ღ
محكوم به تنهايي تاهميشه....
سلام بچه ها... من این شعرآقای فریدون مشیری روخیلی دوست دارم هروقت می خونمش آروم میشم... یه جورحالی به حالی میشم.... خیلی دوستش دارم.... بی تومهتاب شبی..... مریم
به خاطر لج کردن با معلم زبانش ، چند ترم متوالی میوفته تا تو یکی از این
ترم ها با شهاب داداش دوست صمیمیش شقایق هم کلاس میشه … همین همکلاسی باعث
میشه که مریم و شقایق به همراه دوست دیگه اشون سحر حقایقی رو در مورد زندگی
شهاب کشف کنن …… آنکه چشمان تورااین همه زیبامی کرد کاش ازروزازل فکردل مامی کرد یانمی داد به تو این همه زیبایی را یاکه مارابه غم عشق شکیبا می کرد
فرسنگ ها دور تر از اینجا کسی بدنبال من می گردد.. این شعر را دست به دست به او برسانید
تا بداند
من نیمه ی گمشده ی کسی نیستم..
نفهمیدی چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود نمیشنیدی چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم چه شبهایی با شب گردی شبو تا صبح می بردم نبودی ماه جون می داد نبودی بی تو میمردم چه شبهایی دعا کردم یه کم این فاصله کم شه یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من چه قدر جای تو خالی بود چه شبهای بدی بودن گذشتن عمرو بردن حالا من موندم و حسرت چه قدر بی رحمه این دنیا به این تقدیر بد لعنت............... زندگی
و آینده یلدا زند با حضور برادر ناتنی پدربزرگش ” محمد زند ” دچار تغییرات
اساسی می شود . دختر آرامی که تا چهارده سالگی با ترس و وحشتی عجیب از
پدربزرگش زندگی می کرده است . این ترس با حضور محمد زند ( عمو جان ) بخاطر
شباهت ظاهری که با پدربزرگش دارد دوباره زنده می شود . علاقه هیوا خواهرش،
به ایلیا نوه محمد زند، که قرار بود به ازدواج منجر شود با یک سوال و اعلام
نظر قاطع محمد زند، تنها باعث تغییری بزرگی در آینده و سرنوشت یلدا می شود
… بـزرگـتـر كـه شــدم; ساده و سربسته... همین...!! شدم از عشق تو دیوانه ی دیوانه ... ببین...!!! ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺗﺮ ﻧﻤﯽﺷﻮﻡ...
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺨﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ...
ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ! ﺣﺮﻓﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯽﮔﯿﺮﻡ ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺭﺩ .. بیـــا یکــ شَبـــ جـــایمـــانــ را عَــوض کُنیــمــ! ایـنْ تُـو نیستے کـِ ه مَرآ اَز یـآد بـُردِه اے... به تمام این بی قراری ها میخـــــندی و ســـــــاده از کنارشان میگـــذری... این قشنگــترین دروغی است که دیگران برای آرام کردنت به تو میگویـــند! انتظار کشیدن است بهترین قسمت زندگی
که ارزش انتظار کشیدن داشته باشد ... !!! به بـــــــودن بعضیـــا خیـــــلی احتیـــــاج داره
این روزا دقیقــــــا مصـــــــادف میشــــــه بــــا روزایی که اصلا نیســـــت!
برچسبها: مهتاب, بی تو, گریه های بیصدا, دیدار
ادامه مطلب
وقتی که سال هاست
مرده ام
و هیچ کس
قلب گناهکارم را
به جا نمی آورد
چرا نگریم؟
وقتی که اندوه جهان جا
مانده است
روی گردانم
ای خدا ............چرا؟؟؟
....
گفتم خدا!
پس هنوز نمرده ام

نام کتاب : استاد
نویسنده : Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۱٫۵۶ مگا بایت
تعداد صفحات : ۱۷۹
خلاصه داستان :
قالب کتاب : PDF
پسورد : www.98ia.com
منبع : wWw.98iA.Com
با تشکر از Ingenio عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .
بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی
که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.
برچسبها: رمان ایرانی
برچسبها: دلنوشته, شعر
برچسبها: درد

نام کتاب : چیزهایی هم هست
نویسنده : safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۲٫۶۴ مگا بایت
تعداد صفحات : ۲۹۱
خلاصه داستان :
قالب کتاب : PDF
پسورد : www.98ia.com
منبع : wWw.98iA.Com
با تشکر از مهسا نجف زاده (safa9433) عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .
بعد از کلیک
بر روی
دانلود کتاب
،10 ثانیه صبر کنید و روی
که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.
برچسبها: رمان عاشقانه
داسـتـان هـايـي خـواهـم نـوشـتـــ
كــِـهـ كـلـاغ هـايـش در آن
قـصـه بـبـآ فـنـد و
انـسـان هـا را بـه هـم بـرسـانـنـد ! ! !
برچسبها: نرگس تنها
چراغ بیاور
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم
برچسبها: درد, سکوت, زندگی
حتے وقتے בورنـב
בلت ڪﮧ براشون تنگ میشـﮧ
بوے خوبشون تو ذهنت میپیچـﮧ
و اونقـבر בلت هواشونو میڪنـﮧ
ڪـﮧ בوست בارے محڪم بغلشون ڪنے
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
دلتـــــــــ می خواهد با یکی مهربان باشــــی
دوستـــش بداری
وَ برایــــــش چای بریــــزی
گاهی وقتـــــــــ ها
...دلتــــــــــــ می خواهد یکـــــی را صدا کنی
بگویـــی سلامـــ
می آیــــــــی قدمــــــــ بزنیمــــــــ؟
گاهی وقتــــــــــــ ها
دلتـــــــــــ می خواهد یکی را بـــــبینی
...گاهی وقتـــــــــــــ ها...
آدمــــ چه چیزهــــــــایِ ســـــــــــــاده ای را
نــــــــــــــــــــــــ ــــــــدارد.....!
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
مَــن معشــوقــه میشــومــ ...
و تـــو عــاشـــق بـــاش ...
مـَـن خیـــانــت میکُنـــمـــ ...
و تـــو فَــرامــوش کُــن...
خیلـــی سَختــــه نـَـــه؟؟؟ ...
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
ایـن مَنَـمْ کِـ ه بهـ یـآدَم اِجـ ــآزِه نِمیـ دَهَـ م
حَتّی اَز نَزدیکے ذِهْـ نِ تُـ و عُبور کُـنَـد
صُـحبَت اَز فَراموشے نیسـ تْ...
صُـحبَت اَز لیاقَت اَسـ ـتْ...!
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
که هيـچ وقـت تــرکـت نمـيکنـن !
ولـی بـلـدن چیکار کـنن
که خـودت يـواش يـواش تـرکشون کـنی ...
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نـــَـه بـــه فـــــَــردآهــآیی کـــه شــآیـَـد بیــــآیی
میخـــــــوآهــَـم امـــروز رآ زنــدگـــی کــُنــمــ
خواســـتی بــآش....
خواســـتی نَبــآش....
برچسبها: درد, سکوت, زندگی
برچسبها: درد, سکوت, زندگی
در این شام تاریك و تنهایی تلخ نیازمند آغوش گرم توام
مرا بوسه ای زن از آن راه دور
كه این بستر خالی از عطر تو مرا میكشاند به آغوش بغض
مرا میفشارد به دیوار درد
مرا میبرد تا خیالات گنگ
دلم تنگ آغوش پر مهر توست
مرا بوسه ای زن از آن راه دور...
برچسبها: زندگی, عشق

بدترین قسمت زندگی ؛
اما ...
داشتن کسی است
با همه آنچه که داشته ام
خسته از همه
بی تفاوتی ها
خسته از همه لج بازی های کودکانه
خسته از
با خود بودن خسته از با تو نبودن
دلتنگی هایم شکل تو شده است خواب هایم بوی تو را می دهد
دستم شبیه دست هایت شده
بال بال می زدم که برگردم پرپر می زدم که ببینی ام
همه زندگی ام خلاصه شده بود در رسیدن
و حالا که برگشته ام
آیا مرا می بینی؟
آیا باز هم مرا نقاشی می کنی؟
آیا باز هم مرا می خوانی؟
برگشته ام با همه آنچه که داشته ام
نگو که نمی شناسی ام
من شبیه
دیروز توام و تو شبیه امروزمن
بیا تو
دیروزی باش و بگذار من امروزی باشم
نگاهم کن
خیلی تنهایم...
برچسبها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم
بی انصاف…
محکم زدی ،
جایش مانده است…!!!
برچسبها: درد

آدم یه روزایی
که همیـــــشه
برچسبها: درد

میـدونی بن بست ِ زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه ...نـه حـــق ِ خــواسـتن داری !
نـه تــوانــایـی ِ فـــرامــوش کـــردن !
برچسبها: درد
| Design By : Mihantheme |



