X
تبلیغات
ღ˚°◦.❤نرگس تنها❤˚°◦.ღ

ღ˚°◦.❤نرگس تنها❤˚°◦.ღ

محكوم به تنهايي تاهميشه....

سلام بچه ها...

من این شعرآقای فریدون مشیری روخیلی دوست دارم هروقت می خونمش آروم میشم...

یه جورحالی به حالی میشم....

خیلی دوستش دارم....

بی تومهتاب شبی.....


برچسب‌ها: مهتاب, بی تو, گریه های بیصدا, دیدار
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 17:9 توسط نرگس| |

چرا نگریم؟
وقتی که سال هاست
مرده ام
و هیچ کس
قلب گناهکارم را
به جا نمی آورد
چرا نگریم؟
وقتی که اندوه جهان جا
مانده است
روی گردانم
ای خدا ............چرا؟؟؟
....
گفتم خدا!
پس هنوز نمرده ام
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 4:51 توسط نرگس| |

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : استاد

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۵۶ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۱۷۹

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

مریم به خاطر لج کردن با معلم زبانش ، چند ترم متوالی میوفته تا تو یکی از این ترم ها با شهاب داداش دوست صمیمیش شقایق هم کلاس میشه … همین همکلاسی باعث میشه که مریم و شقایق به همراه دوست دیگه اشون سحر حقایقی رو در مورد زندگی شهاب کشف کنن ……

 

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از Ingenio  عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.
برچسب‌ها: رمان ایرانی
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 15:22 توسط نرگس| |

آنکه چشمان تورااین همه زیبامی کرد

کاش ازروزازل فکردل مامی کرد

یانمی داد به تو این همه زیبایی را

یاکه مارابه غم عشق شکیبا می کرد


برچسب‌ها: دلنوشته, شعر
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 1:39 توسط نرگس| |

گاهی

دلم

تنگ می شود

خیلی

ساده

برای

سادگی های قدیمی


برچسب‌ها: دلتنگی
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:52 توسط نرگس| |

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 18:37 توسط نرگس| |

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 18:36 توسط نرگس| |

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 18:35 توسط نرگس| |

فرسنگ ها دور تر از اینجا

کسی بدنبال من می گردد..

این شعر را

دست به دست به او برسانید

تا بداند

من نیمه ی گمشده ی کسی نیستم..

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 18:32 توسط نرگس| |

  چه شبهایی با رویای تو خوابیدم

                                                    نفهمیدی

           چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود

                                                   نمیشنیدی

         چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم

 

        از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم

 

          چه شبهایی با شب گردی

                      شبو تا صبح می بردم

              نبودی ماه جون می داد

                                         نبودی بی تو میمردم

             چه شبهایی دعا کردم یه کم

                 این فاصله کم شه

 

              یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه

 

 

     توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من

 

          چه قدر جای تو خالی بود

                      چه شبهای بدی بودن

    

    گذشتن    عمرو بردن

                             حالا من موندم و  حسرت

 

           چه قدر بی رحمه این دنیا

 

               به این تقدیر بد لعنت...............


برچسب‌ها: درد
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 10:43 توسط نرگس|

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : چیزهایی هم هست

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۲٫۶۴ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۲۹۱

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

زندگی و آینده یلدا زند با حضور برادر ناتنی پدربزرگش ” محمد زند ” دچار تغییرات اساسی می شود . دختر آرامی که تا چهارده سالگی با ترس و وحشتی عجیب از پدربزرگش زندگی می کرده است . این ترس با حضور محمد زند ( عمو جان ) بخاطر شباهت ظاهری که با پدربزرگش دارد دوباره زنده می شود . علاقه هیوا خواهرش، به ایلیا نوه محمد زند، که قرار بود به ازدواج منجر شود با یک سوال و اعلام نظر قاطع محمد زند، تنها باعث تغییری بزرگی در آینده و سرنوشت یلدا می شود …

 

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه چیزهایی هم هست | safa9433 کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از مهسا نجف زاده (safa9433) عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.
برچسب‌ها: رمان عاشقانه
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 22:58 توسط نرگس|

بـزرگـتـر كـه شــدم;

داسـتـان هـايـي خـواهـم نـوشـتـــ

كــِـهـ كـلـاغ هـايـش در آن

قـصـه بـبـآ فـنـد و

انـسـان هـا را بـه هـم بـرسـانـنـد ! ! !


برچسب‌ها: نرگس تنها
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 22:2 توسط نرگس|

اگر به خانه من آمدی برایم ای مهربان
چراغ بیاور
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم


برچسب‌ها: درد, سکوت, زندگی
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 12:6 توسط نرگس|

ساده می گویم....


ساده و سربسته...


همین...!!


شدم از عشق تو دیوانه ی دیوانه ...


ببین...!!!

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1391ساعت 16:22 توسط نرگس|

بعضے آבمها بوے خوب בارنـב

حتے وقتے בورنـב
בلت ڪﮧ براشون تنگ میشـ‌ﮧ

بوے خوبشون تو ذهنت میپیچـ‌ﮧ

و اونقـבر בلت هواشونو میڪنـ‌ﮧ

ڪـ‌ﮧ בوست בارے محڪم بغلشون ڪنے

برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در جمعه یکم دی 1391ساعت 10:40 توسط نرگس|

گاهی وقتــــــــ ها
دلتـــــــــ می خواهد با یکی مهربان باشــــی
دوستـــش بداری
وَ برایــــــش چای بریــــزی

گاهی وقتـــــــــ ها
...دلتــــــــــــ می خواهد یکـــــی را صدا کنی
بگویـــی سلامـــ
می آیــــــــی قدمــــــــ بزنیمــــــــ؟

گاهی وقتــــــــــــ ها
دلتـــــــــــ می خواهد یکی را بـــــبینی

...گاهی وقتـــــــــــــ ها...
آدمــــ چه چیزهــــــــایِ ســـــــــــــاده ای را
نــــــــــــــــــــــــ ــــــــدارد.....!

برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 10:54 توسط نرگس|

ﻧﺘﺮﺱ،

ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺗﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﻡ...

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ

ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺨﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ...

ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ!

ﺣﺮﻓﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻡ ،

ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺭﺩ ..


برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 10:51 توسط نرگس|

بیـــا یکــ شَبـــ جـــایمـــانــ را عَــوض کُنیــمــ!

مَــن معشــوقــه میشــومــ ...

و تـــو عــاشـــق بـــاش ...

مـَـن خیـــانــت میکُنـــمـــ ...

و تـــو فَــرامــوش کُــن...

خیلـــی سَختــــه نـَـــه؟؟؟ ...


برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 2:9 توسط نرگس|

ایـنْ تُـو نیستے کـِ ه مَرآ اَز یـآد بـُردِه اے...

ایـن مَنَـمْ کِـ ه بهـ یـآدَم اِجـ ــآزِه نِمیـ دَهَـ م

حَتّی اَز نَزدیکے ذِهْـ نِ تُـ و عُبور کُـنَـد

صُـحبَت اَز فَراموشے نیسـ تْ...

صُـحبَت اَز لیاقَت اَسـ ـتْ...!


برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 23:51 توسط نرگس|

يــه آدمايی هـم هستن ...

که هيـچ وقـت تــرکـت نمـيکنـن !

ولـی بـلـدن چیکار کـنن

که خـودت يـواش يـواش تـرکشون کـنی ...


برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 16:40 توسط نرگس|

نــَـه بــــه دیــروز هــآیی کـــه بودی می اندیشــَمــ

نـــَـه بـــه فـــــَــردآهــآیی کـــه شــآیـَـد بیــــآیی


میخـــــــوآهــَـم امـــروز رآ زنــدگـــی کــُنــمــ

خواســـتی بــآش....

خواســـتی نَبــآش....

برچسب‌ها: درد, سکوت, زندگی
نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 3:45 توسط نرگس|

روزی

به تمام این بی قراری ها

میخـــــندی

و ســـــــاده از کنارشان میگـــذری...

این قشنگــترین دروغی است

که

دیگران برای آرام کردنت به تو میگویـــند!


برچسب‌ها: درد, سکوت, زندگی
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 12:58 توسط نرگس|

مرا بوسه ای زن
در این شام تاریك و تنهایی تلخ نیازمند آغوش گرم توام
مرا بوسه ای زن از آن راه دور
كه این بستر خالی از عطر تو مرا میكشاند به آغوش بغض
مرا میفشارد به دیوار درد
مرا میبرد تا خیالات گنگ
دلم تنگ آغوش پر مهر توست
مرا بوسه ای زن از آن راه دور...


برچسب‌ها: زندگی, عشق
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 10:38 توسط نرگس|



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 9:46 توسط نرگس|




بدترین قسمت زندگی ؛

انتظار کشیدن است


اما ...

بهترین قسمت زندگی


داشتن کسی است

که

ارزش انتظار کشیدن داشته باشد ... !!!

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 22:7 توسط نرگس|

برگشته ام...
با همه آنچه که داشته ام

خسته از همه
بی تفاوتی ها
خسته از همه لج بازی های کودکانه

خسته از
با خود بودن خسته از با تو نبودن
دلتنگی هایم شکل تو شده است خواب هایم بوی تو را می دهد

دستم شبیه دست هایت شده

بال بال می زدم که برگردم پرپر می زدم که ببینی ام

همه زندگی ام خلاصه شده بود در رسیدن

و حالا که برگشته ام

آیا مرا می بینی؟

آیا باز هم مرا نقاشی می کنی؟

آیا باز هم مرا می خوانی؟

برگشته ام با همه آنچه که داشته ام

نگو که نمی شناسی ام

من شبیه
دیروز توام و تو شبیه امروزمن

بیا تو
دیروزی باش و بگذار من امروزی باشم
نگاهم کن

خیلی تنهایم...

برچسب‌ها: خسته, زندگی, تو, من, تنها
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 21:23 توسط نرگس|

گورستان

با سکوتش میگوید


سخت نگیر
 
زندگی ارزش یک ثانیه اندوه را ندارد...

برچسب‌ها: درد, سکوت, زندگی
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 21:15 توسط نرگس|

شب ها خوابم نمی برد…
از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم
بی انصاف…

محکم زدی ،
جایش مانده است…!!!




برچسب‌ها: درد
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 19:1 توسط نرگس|





آدم یه روزایی

به بـــــــودن بعضیـــا خیـــــلی احتیـــــاج داره


که همیـــــشه

این روزا دقیقــــــا مصـــــــادف میشــــــه

بــــا روزایی که اصلا نیســـــت!


برچسب‌ها: درد
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 16:47 توسط نرگس|







میـدونی بن بست ِ زنـدگی کـجـاست ؟

جــایــی کـه ...نـه حـــق ِ خــواسـتن داری !


نـه تــوانــایـی ِ فـــرامــوش کـــردن !


برچسب‌ها: درد
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 16:46 توسط نرگس|

Design By : Mihantheme